کیمیا و کیاناکیمیا و کیانا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره

کیمیا و کیانا دوقلوهای دوست داشتنی من

تعطیلات عید 92 و خانه عمه فرزانه

با سلام   امروز یکشنبه 11 فروردین ماه 92 میباشد و دوقلوهای عزیزم در تعطیلات عید 92 به خانه عمه فرزانه رفته بودند که عکسهای آن را در زیر می بینید     بفیه عکسها در ادامه مطلب         و ادامه یه خواب دلچسب خونه عمه فرزانه   ...
28 خرداد 1392

کارت دعوت آش دندونی

با سلام   قبل ار رفتن به کاشان همسر عزیزم  زحمت کشیده بود و برای هریک از اعضای خانواده کارت دعوت آش دندونی درست کرده بود که در زیر مشاهده میکنید کسانی که کارت دعوت براشون تهیه شده بود 1- پدر و مادر همسر عزیزم 2- پدر و مادر خودم 3- عمه جان فرزانه و همسرشان علی آقا و فائزه خانم دختر خواهرم 4- عمه جان افسانه و همسرشان قاسم آقا و نیایش جان دختر خواهرم 5- عمو جان سعید و همسرشون 6- دایی جان مجید   که عمو سعید و همسرشون و دایی مجید افتخار ندادند در خدمتشون در کاشان کنار هم باشیم     داخل کارت   ...
28 خرداد 1392

راه رفتن کیمیا و کیاناجان

با سلام   امروز دوشنبه 23  اردیبهشت ماه میباشد و حدود 20 روز هست که کیمیا جان و کیانا جان شروع به راه رفتن میکنند البته زیاد نمی توانند راه بروند و زمین میخورند ولی راه رفتن اونها خیلی بامزه هست تفاوتی که باهم دارند کیمیا در راه رفتن بی پروا ولی کیانا جان بسیار با احتیاط میباشد به خاطر همین کیمیا جان بیشتر از کیانا جان زمین میخورند البته کیانا جان یک هفته پیش وقتی از بغل نوه خاله ام ( بهنام) زمین خورد دیگه راه نرفت و ترسیده بود ولی از دیروز با هزار و یک ترفند تونستیم  کاری کنیم تا راه بره
28 خرداد 1392

پخت آش دندونی دوم و آماده شدن برای سفر

با سلام   امروز چهارشنبه 11 اردیبهشت میباشد و از صبح  زود مرضیه جان زحمت کشید  بیدار شد تا قلمها را بپزه و بقیه مواد آش دندونی را هم بپزه تا آش دندونی دوم را بپزیم و با خود به کاشان ببریم تا خانوادهایمان هم آش دندونی دو دختر گلم کیمیا و کیانا را بخورند بعد از پخت تعدادی از مواد مامان دوقلوها سر کار رفت تا عصر پس از برگشتن از سر کار بقیه مواد را بپزه و آش دندونی را آماده کنه تا فردا صبح زود که عازم کاشان بودیم با خودمون به کاشان ببریم عصر  مامان دوقلوها از سر کار  برگشت و دایی دوقلوها هم  برای کاری به تهران آمده بود و پیش ما بود و ما میخواستیم آش را زودتر آماده کنیم و شب زودتر بخوابیم تا فردا بتوانیم صبح زو...
27 خرداد 1392

سیزده ماهگی دو قلوها و مصادف شدن با سومین سالروز دوقلوها و چند قلوها

با سلام امروز 22 اردیبهشت ماه میباشد و ما ساعت 16:45 برای شرکت در همایش دوقلوها و چند دوقلوها از خانه حرکت کردیم . چون جشن دوقلوها و چند دوقلوها در حوزه هنری سالن اندیشه ساعت 18:00 شروع میشود و طبق دعوتنامه ما باید حدود نیم ساعت قبل آنجا باشیم و شما در زیر عکسهای آن را مشاهده میکنید. بقیه عکسها در ادامه مطالب     دوقلوهای عزیز من در 13 ماهگی         ...
26 خرداد 1392

دوقلوها در کاشان

ساعت 9:45 صبح بودیم و ما سر قرار ی که با  عمه ها و شوهر عمه ها و پدر بزرگ و مادربزرگ پدری و مادری دوقلوها گذاشته بودیم به پارک محل قرار رسیدیم لازم به ذکر است که آنها از شهرضا صبح زود حرکت کردند و حدود 45 دقیقه زودتر از ما رسیده بودند صبح آش دندونی بچه ها را گرم کردیم و با هم خوردیم   بقیه عکسها در ادامه مطلب   بعد از خوردن آش دندونی و استراحت کوتاه مدت به سمت قمصر حرکت کردیم و حدود ساعت 11:30 به قمصر رسیدیم و به یه پارک در قمصر رفتیم و در پارک چادر را به پیدا کردیم و فرش و موکت را پهن کردیم وعلی آقا و قاسم آقا ، دامادهایمان به همراه پدر خانمم مشغول تهیه آتش و سیخ کردن جوجه شدند و جایتان  خالی ظهر ج...
25 خرداد 1392

آش دندونی جمعه 6 اردیبهشت 92

  امروز جمعه 6 اردیبهشت ماه میباشد و فرشته های مهربون حدود یک هفته هست که دوتا دندان برای دو قلوهای عزیزم آورده اند و امروز جمعه براشون آش دندونی درست کردیم و بین همسایه ها تقسیم کردیم که در زیر عکسهای آن را میبینید .     کیمیاداره  دوتا دندون      قند میخوره از قندون                                               فرشته مهربون      &...
13 خرداد 1392

دو قلوها در تیم منجستر یونایتد

شادی کیمیا جان پس از زدن گل در فینال جام باشگاههای اروپا       کیانا با لباس تیم منچستر یونایتد       کیمیا با ژست فوتبالیستها         کیانا جان       اگه در ورزش به جایی رسیدیم کسی نمی تونه بگه با لباس ورزشی عکس ندارند ؟!             ...
26 ارديبهشت 1392